خرید بک لینک
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشنواره ملی رسانههای دیجیتال دارنده نشان بلورین از جشنواره رسانههای دیجیتال آموزش سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 16:47

چهارشنبه تعطیل شد:( (خانوم صـ.:دبیر ریاضی.) (این گروه کلاسیمون هستش!اون عکس رو دوتا از بچه هامون پروفایل کرده بودن!البته فکر کنم عوض کردن دیگه) +میدونید درواقع من ترجیح میدم می رفتم مدرسه تااینکه بشینم خونه! +گفته بودم نگرش مثبت وار اما به این نمیشه همچین نگرشی داشت:چندوقت پیش چندتن مذکر اومده بودن شماره انداخته بودن و بچه های ماام برداشته بودن(!) ولی اونا نفهمیدن و کلا تا جاییکه میدونم بهشون پیام هم ندادن!خلاصه اینکه همونا دوباره اومده بودن دم مدرسه مون و گوشیشونو گرفت بودن بالا و سلفی گرفته بودن و یا از کلید در از توی مدرسه فیلم گرفته بودن!امروز یکی از دوستام اون فیلمو تو گروه فرستاده بود!و واقعا پوکرفیس بودم از اینکه اونروز دیدم تااینا اومدن پشت در بچه های مدرسه ی ما دویدن سمت در!از اینکه فقط من و دوستم و چندنفر دیگه بودیم که نرفته بودیم سمت در!از اینکه اونا این فیلمو پخش کردن!همه ی پسرا اینجورین واقعا؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:15

این اصلا عجیب نیستش که من خواب دیدم دانشگاه شریف رشته آی تی قبول شدم و همزمان مدرسه هم میرم!یعنی این مدرسه نمیخواد تو دانشگاه هم ولم کنه؟تا این حد؟!نمیدونم با چه هدفی ولی به جای مانتو،روپوش مدرسمونو می پوشیدم به علاوه یک فقره چادر(آیکون نیش باز:دی) بعد تازه دوتا از دوستام که یکیشون میخواست بره تجربی و نمیدونم تو شریف چیکار میکرد دقیقا!هم اونجا بودن! بعد بیدار شدم و دوباره خوابیدم و از اون خواب به اون خوبیییی!پریدم تو خواب اینکه دارم پفک میخورم و فکر میکنم چیپس دارم میخورم!نمیدونمم با چه هدفی نی نوشابه کرده بودم تو بسته ی پفک! من برم به افق نقل مکان کنم:// ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:15

امروز سر کلاس هنر صندلیا تقریبا پر یودن منو نیلوفرم گفتیم به حول قوه الهی روی زمین میشینیم و اصلا خاکی بودن و خاشع بودن صفات خوبی هست و قس علی هذا.بعد دبیر هنرمون برگشته بهمون میگه شما دوتا چرا میخواین متفاوت باشین؟+دارم راه میرم ازش سوال پرسیدم میگه بازم میخوای متفاوت باشی +بچه ها طراحیارو نیاوردن منم خونه جا گذاشته بودم یکیشم دست دوستم بود طرح اصلیش.خلاصه بهش میگم میشه جلسه بعد بیاریم؟میگه بازم میخوای متفاوت باشیااا! من:///// نیلوفر:O_o +دبیر زیست دوتا کلاس دیگه بهشون نمره ی مهرو بیست داده بدون امتحان گرفتن:///بعد دبیر ما امتحان گرفته هرتست یک نمره بعد ماهارو باهم مقایسه میکنن://اصلا این بود آرمانهای امام؟! ++++مدرسه نیست که موزه ی عبرتِ! +++++++چالش فان بکش رو دیدین؟کار جالبیه برید شرکت کنید.منم نکشید!ادامه مطلب

برچسب: دوره ی پهلوی,دوره ی پهلوی دوم,دوره ی پهلوی اول, نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:15

نگارنده تا دوران پسا خرداد در دسترس نمی باشد.+همیشه از این شکایت داشتم که چرا همتون دارین وبلاگاتونو همی رهانید(!)وانگهی خود به این عمل زشت و قبیح و بیریخت و آگلی(ugly)گرفتار شدیم. not onlyتصمیمات برای انتخاب رشته گرفته شدbut also برنامه ی درسی برای آن هم ریخته شد. لذا از تمامی دوستانی که کمک و یاری کردند تشکر میکنیم.بدلیل کلیشه ای بودن انتخابی که انجام دادیم آنرا عیان نخواهیم کرد چون همینکه بگوییم همگان مارا ناامید میگردانید. +عنوان کپی پیست از عنوان بهار رضی الپاتریکیان فی البلاد البیان. +کازیمودو،فابر،مترسک،پرتقال،....:( ادامه مطلب

برچسب: وبلاگ خونه ی غرور,وبلاگ خونه ی شکلاتی, نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:15

1)صرفا جهت خودکشی:امروز روز دانش اموز بود سه شنبه ی این هفته اومدن مارو سورپیلیز کنن!بهمون کادو بدن!بعد خیلی منت گذاشتن سرمون واقعا جزو بندگان مقرب الهی بودیم گویا که اینهمه به ما لطف کرد مدرسمون و بهمون جوراب و کیک دادن!دقت کنید جورااااب و کیک!آرایه ی پارادوکس موج میزنه به همین سوی چراغ مطالعم عاشق مدرسمونم:///جوراااب!اونم سفید!حالا از اینا بگذریم سخن خلاقیتای من و الباقی هم مدرسه ای هایمان خوش تر است! خودم:جوراب دارم جوراااااب سه تا پونصد!ببر و بپوش!اشانتیون کیک هم میدم باهاش:// -توروخدا یکی اینو از من بخرِ!اجر اون دنیا باهاش! -روز پدر پیشاپیش مباااارک!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 18:37

هعععییی یادش بخیر ما رفته بودیم شمال!بعد اون سال برای اولین بار توی عمر کوتاهم (گریه ی حضار با نوحه لطفا!)گوشی جدید خریده بودم!آقاااا چه گوشی ای!سی ثانیه کار میکرد هنگ میکرد:///خلاصه از اونجایی که من بچه قانعی بودم باهمون کنار میومدم و روزگار میگذروندم!هعععی چه روزگاری!تابستون!شمال!علاف!بیکار!بدون مشق!بدون درس!به همین سوی چراغ مطالعم با بهشت فرقی نداشت وضعیتم:دی!داشتم عرض میکردم!اومدم برم از دریا عکس بگیرم که بعد خاطره بشه و بشینم نگاه کنم و سوز آه (آه سوزناک!)بکشم!که یادم نبود که شلوارک نپوشیدم (دوستان من بیرون میرم شلوارک نمی پوشم!مطمئن باشید!)و شلوارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 11:29

تیتراژ فیلم انقلاب زیبا بود فکر کنم!خیلی خیلی پیشنهاد میکنم!
ببخشید باز نمیشد حواسم به اون http نبود دیگه!:دی
ممنون که گفتید:)

برچسب: آهنگ پیشنهادی برای عروسی,آهنگ پیشنهادی برای رقص تانگو,آهنگ پیشنهادی,آهنگ پیشنهادی شاد,آهنگ پیشنهادی برای رقص چاقو,اهنگ های پیشنهادی خارجی,آهنگهای پیشنهادی,دانلود آهنگ پیشنهادی,اهنگ پیشواز پیشنهادی,اهنگ پیشواز پیشنهادی ایرانسل, نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 11:28

نعمتهای الهی را نام ببرید(دونمره)داشتن پریز برق کنار تخت!(البته من با کلی وساطت(همونسه راهی و چهارراهی و ده راهی منظورمه)این یکیو گرفتم!) خوابیدن از ساعت 5 عصر تا 6 صبح فرداش! +الان من درک نمیکنم که چرا یهو اینهمه کتاب لازم شدم؟یه ده بیست تا کتاب زبان میخوام!ده بیست تاام کتاب کار برای دروس گرامی!بعد جالب اینجاست که خیلی به طرز اتوماتیک و یهویی ای کارایی که دارم هم زیاد شدن!درواقع پاورپوینت و مقاله و پاکنویس کردن کلی جزوه و تایپ کردن اون جزوه ها و حفظ کردن کلی درس و دوره ی درسای دوسال قبل و ....درواقع دلم برای خودم کبابه کبـــــاب! +درواقع من بااین صندلیها مشادامه مطلب

برچسب: آخرش این خاک ایوانش طلایی میشود,آخرش این درد مرا می کشد,اخرش اینجا میمیرم, نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 11:27

و هیچ لذتی بالاتر از بدست آوردن جواب یک مسئله ی خفن ریاضیات نیست!

قال شیخک وارِن(ره)

همانا چندی پیش مابه این لذت معنوی نازل شدیم!روح انسان شاد می شود!همانا دعا میکنیم شما خوانندگان گرامی بدین لذت دست بیابید:)

+همانا ما بین رفتن به المپیاد ادبی و نجوم گیر کرده ایم!

برچسب: نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 11:27

بلاگرها و نابلاگرهای محترم امروز با یک طومار(تومار؟!)پس از یک یا شایدم دوروز در خدمتتون هستیم! ---1/امروز کلاس ریاضی داشتیم بعد معلممون(یکی از بهترین معلمایی که من تو عمرم باهاش برخورد داشتم)میگه که کلاس شما اشکالش اینه که باهم درس نمیخونین و تکی تکی درس میخونین شما باید گروهی درس بخونین و قس علی هذا(اینو تازه یادگرفتم پس درادامه بازم شاهدش هستین!:دی)یعنی مثلا یکی از این ردیف سوال می کنه اون ردیف حرف میزنه و ردیف وسطم که نمیدونن به اینور گوش بدن یااونور!و بازم قس علی هذا(:دی)بعد یکم که گذشت و درس داشت میداد یکی از اون ردیف صحبت کرد و ایندفعه هممون باهم حرفادامه مطلب

برچسب: آزمایشگاه فیزیک هسته ای,در مورد فیزیک هسته ای,درباره فیزیک هسته,درباره فیزیک هسته ای,گزارشکار آزمایشگاه فیزیک هسته ای,تجهیزات آزمایشگاه فیزیک هسته ای,گزارش آزمایشگاه فیزیک هسته ای,گزارش کار از فیزیک هسته ای, نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 11:27

خب دوستان به اطلاع میرسانم که از این پس من فقط آخر هفته ها (اونم به زور)میام!(بالحن غمبار جمله ی قبلو بخونید دیگه!)عوضش آخر هفته یه طومار(تومار؟!)تحویلتون میدم:دی
+یکی از چیزایی که شکرگزارشم اینه که از الان لازم نیست که به انتخاب رشته ی کارشناسیم فکر کنم://
بعدانوشت:من انقدر از این لوس بازیا بدم میاد!دیگه مجبورم دیگه://

برچسب: نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 11:27

صفحه بندی